سوالی دارید ? مطرح بفرمایید
شنبه تا پنج شنبه : 9 الی 21
خرم آباد -چهارراه فرهنگ  پلاک 193 طبقه اول
0916-888-5539

مقالات

رمزارز با برگرداندن قدرت به مردم، ثروت را عمومی می­کند

رمزارز با برگرداندن قدرت به مردم، ثروت را عمومی می­کند

 

 

سکولارسازی فرآیند تبدیل چیزی از حالت مذهبی به غیرمذهبی است. در اینجا، کلمه  "مذهبی" هیچ ارتباطی با خدا ندارد. این کلمه به معنای پیچیده کردن یک چیز است تا بتوان آن را به مقام الهی ارتقا داد و غیرقابل انکار کرد.

 رمزی کردن پول

دولت در پیچیده­ سازی زیاده ­روی کرده است. دولت­ های گذشته خود را از طریق  "حق الهی پادشاهان "تقدیس کرده ­اند، که حاکمان براساس آن ادعا می­کردند خدا آنها را برای حکومت انتخاب کرده است. بنابراین، شورش علیه شاه، شورش علیه خدا بود. کشورهای معاصر برای توجیه وضعیت خود از مفاهیم مدرن­تر مانند "دموکراسی" یا "سرزمین مادری" استفاده می­کنند. این مفاهیم، احساس ترس و تکریم را به وجود می آورند که حالت تقدس به دولت میدهد و مخالفان را دلسرد می­کند.

 هدف دولت، غصب قدرت و ثروت جامعه است-یعنی بخش تولیدی.

 مالیات گرفتن بارزترین روشی است که برای انجام این کار استفاده می­شود، اما توانایی دولت در صدور فیات (پولی که ارزش ذاتی ندارد و حکومت ارزش آن را تعیین میکند ) که تبدیل به ارز اجباری می­شود، به همان اندازه یا بیشتر مهمتر است. با این حال، برای انجام موفقیت­ آمیز این کار، دولت نیازمند این است که جامعه، پول کاغذی را بپذیرد و از آن استفاده کند. برخی از مردم از ترس مجازات از این امر پیروی می­کنند، اما اگر جامعه فیات را با ثروت واقعی تلفیق کند، بسیار کار آمدتر میشود. اگر بتوان فیات را پول قانونی دانست، مقاومتی در برابر آن نمی­شود.

 بخش اعظم مشروعیت درک شده فیات از منبع آن یعنی دولت ناشی می­شود، زیرا دولت هنوز هم به عنوان یک مقام صالح شناخته می­شود. فیات از طریق ابزارهای معتبر دولتی مانند قوانین مناقصه ­های قانونی و سیستم ذخیره فدرال، به جامعه وارد می­شود. "گردش مالی بالا "از دست افراد متوسط ​​و بدون مجوز خارج می­شود و از طریق بروکراسی­ هایی مانند SEC و سیستم بانکی مرکزی هدایت می­شود. و در صورتی که برخی از افراد هنوز هم سؤال داشته باشند، دانشگاهیان و افراد متخصصی که مالیات پرداخت میکنند، نمونه­ هایی هستند که دولت میتواند آنها را برای این افراد مثال بزند.

 مانند مورخان دربار در دوران گذشته كه تاریخ را برای تجلیل از پادشاهان خود می­نوشتند، كارشناسان نظریه ­های اقتصادی پیچیده­ ای را ارائه می­دهند كه از سیاست­ های پولی دولت حمایت می­كنند، و تا جایی که امکان دارد از زبان ریاضی و آمار استفاده می­کنند.

 تا زمانی که پول توسط سیاستمداران، بوروکرات­ ها، و صاحب نظران ایجاد شود"، جامعه و افراد هرگز کنترل ثروت خود را در اختیار نخواهند داشت- حداقل، نه به روش ایمن یا مناسب. اما ارتداد در حال گسترش است و فرقه جدیدی به نام پول خصوصی یا رمزارز ایجاد شده است.

 

 

پول در بازار آزاد در مقابل پول دارای تورم

دولت، پول خصوصی را "دشمن" می­ نامد . دولت نمی تواند با آن رقابت کند. دولت حتی نمی­داند که چگونه آن را تکثیر یا تنظیم کند.   بلاکچین-رمزارز، کنترل فرد بر دارایی ­های خودش طبق قضاوت خودش است. این عمومی­ شدن ثروت است.

سریع­ترین راه برای سرعت بخشیدن به عمومی­ کردن دارایی­ ها، کنارگذاشتن فیات (پولی که ارزش ذاتی ندارد و حکومت ارزش آن را تعیین میکند ) به دلیل خسارت­ های عمدی است که به جامعه و افراد وارد می­کند. در سال 1963، موری روتبارد، اقتصاددان مکتب اتریشی، کتابی تأثیرگذار با عنوان "دولت با پول ما چه کرده است؟" نوشت (با توجه به اینکه روتبارد مدافع پول خصوصی است، استفاده او از کلمه "ما" قابل توجه است). این کتاب کوتاه، از دیدگاه ­های سایر متفکران مکتب اتریشی مانند لودویگ فون میزس استفاده می­کند که معتقدند پول در اصل به خاطر نیاز افراد به مبادله در سطح پیچیده­ تری از داد و ستد کالا بوجود آمده است. پول پدیده بازار آزاد است که دولت با استفاده از زور آن را تصاحب می­کند. فیات (پولی که ارزش ذاتی ندارد و حکومت ارزش آن را تعیین میکند ) و بازار آزاد، متضاد هم هستند.

کتاب روتبارد روشی را توضیح می‌دهد که در آن پول بازار آزاد و فیات نمی‌توانند با هم هم‌زیستی داشته باشند :بوسیله  تورم، اولین دریافت­ کنندگان افزایش پول فیات با هزینه ای که دریافت کنندگان نهایی برای آن پول پرداخت میکنند ، غنی می­شوند. به طور خلاصه، از دریافت کننده نهایی دزدی می­شود. روتبارد از تورم به عنوان "جعل" یاد می­کند، زیرا این ایجاد پول جدید است که فقط با استفاده از تقدس کاذب دولت و اسلحه ­هایش از آن حمایت می­شود. اما حتی دولت نمی­تواند مانع از کاهش ارزش پول کاغذی شود. روتبارد می نویسد:

"فرض کنید اقتصاد 10،000 اونس طلا دارد، و جاعلان [دولت] ... 2000 اونس در سال بیشتر طلا وارد بازار می کنند. عواقب آن چه خواهد بود؟ اول، سود کاملاً مشخص و آشکاری برای جعل­ کنندگان [دولت] حاصل می­شود. آنها پول تازه ایجاد شده را می­گیرند و از آن برای خرید کالا و خدمات استفاده می­کنند. به قول کارتون معروف نیویورکر، گروهی از جعل کنندگان را کنار هم جمع می­کنند:  ... با گسترش پول جدید، قیمت­ها افزایش می­یابد - همانطور که دیدیم، پول­ جدید فقط می­تواند اثربخشی هر دلار را کاهش دهد. اما این کاهش دادن نیاز به زمان دارد و بنابراین، یکنواخت نیست. در همین حال، برخی از مردم سود می­کنند و برخی دیگر ضرر می­کنند... اولین گیرنده­ های پول جدید، بیشترین سود را به هزینه آخرین گیرنده ­ها می­برند. بنابراین، تورم هیچ منفعت عمومی اجتماعی را به همراه ندارد. در عوض، ثروت را به نفع افراد تازه وارد و به هزینه افراد عقب مانده در مسابقه، توزیع می­کند".

 توصیف تورم به عنوان "جعل"، نوعی جدایی جالب از مشروعیت معمول اعطاء شده به فیات است. این ایده به خوبی ایده تورم به عنوان سرقت، و دولت به عنوان خلافکار را نشان می­دهد.

 بیشتر مردم تأثیر تورم مستقیم بر قیمت­ها را درک می­کنند، زیرا می­بینند که هزینه زندگی خودشان افزایش می­یابد. اما دیگر تاثیرات جزئی هم به همان اندازه فاجعه ­بار هستند. یکی از این تاثیرات، اختلال در بازار است که روتبارد آن را "سنگ بنای اقتصاد ما: محاسبات تجارت" می­نامد. این محاسبه زمانی اتفاق می­افتد که یک کسب و کار، هزینه عملیات خود را با تقاضای مورد انتظار مشتریان مقایسه می­کند. محاسبه یکی از اصلی­ ترین تحلیل­های هزینه-فایده است که بدون آن بازار آزاد نمی­تواند به خوبی کار کند. با این حال، تأثیر فلج کننده محاسبه تجارت به ندرت ذکر شده است.